أحمد بن حامد كرمانى

46

عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )

انواع صناعت طب است چنان‌كه اوانى زر و سيم و جواهر و آبگينه آن نيكوتر و به قيمت‌تر باشد كه شكسته نباشد و بر حال خود درست ماند ، همچنين آنكه تن آدمى آنكه به قوت‌تر و قوىتر كه به صحت خويش مانده [ 6 ] باشد و آزار رنج تن نشده باشد ، و ازين جهت حفظ صحت و واجبست از آنكه صحت سبب بقاست ، و سرمايه هر غنيمتى عمر است ، و بقا - كه بدان صحت ابدى و لذات دنيوى حاصل توان كرد - و اتفاق علماست كه حق ( تع ) از آن مزاجهاى مختلف آفريده است و مركب كرده و محتاج شراب و طعام گردانيده كه اگر آن را نيابند هلاك گردند ، و اگر در آن اسراف كند رنجور شود . متفق‌اند بر آنكه هركس كه حركت و سكون خوردن و آشاميدن و خون بيرون كردن و مسهل خوردن و مباشرت كردن و ديگر عادات طريق اعتدال گوش دارد و از حدود نگذرد ، در صحت و بقاى او اميدوارتر باشد از آن كسى كه در اين معدنى افراط [ 7 ] كند يا تقصير ، را دارد . و بقراط حكيم گويد در كتاب فصول كه هرچند ناگاه به آدمى رسد از پركردن و تهى كردن يا گرم كردن يا سرد كردن - يا بهرنوع كه باشد - خطر است . جالينوس مىگويد بسا مزاج نيك كه از جهت بسيار خوردن به زبان شده است ، چنان‌كه بسيارم مزاجهاى بد كه به حسن تدبير و مراعات به اصلاح آمده است . امير المؤمنين على عليه السلام از طبيب خوب « 1 » پرسيد كه طب چيست ؟ گفت پرهيز كردن و اعتدال گوش داشتن . و در حديث آمده است كه المعدة بيت الداء و الاحتماء راس الداء و عود كل بدن با احتماء ، يعنى معده‌خانه در دست و پرهيز كردن مرو آرزوهاست و هركس را آن بايد داد كه به آن [ 8 ] عادت كرده است و چنين مىگويند كه يكى از حكما در پرهيز كردن مبالغه نمىكرد با وى گفتند پرهيز بسيار سبب ضعف مىشود گفت من مىخورم كه بزيم نميزيم كه بخورم . پس معلوم شد كه اعتدال سبب صحت بقاست و معنى اين اعتدال آنست كه اخلاط چهارگانه درين جهان باشد بايد و چندان كه بايد و اعتدال مزاجها به حسن تدبير فصلهاى سال باشد ، و آنچه طعام بر صدق شهوت خورد و موافق مزاج باشد ، و چندان خورند كه معده آن را برتابد و از هضم آن عاجز نشود . جالينوس گويد كه حفظ صحت آن باشد كه آدمى آن خود كه موافق

--> ( 1 ) - شايد : خود